نگهبان شب

بمانسته نوخالانه جماکونه. صحرایا حسابی جاروفارو بوکوده. پلکانان، تمیزا بوستید. فردا صبح سر، صابخانه اسباب کشی کونه.جه پی کنی اولان تا ساختمانَ تومامه بو کار، نیگهبانی بدا هیا. اونی دیل خوشه کی تا تازه کارا پیدا کودنه ره، اقلا” چند شب خو زن و زاکه ور سر به بالین نیهِه.

برگردان:

آخرین نخاله ها را جمع می کند. حیاط را حسابی آب و جارو کرده. راه پله ها تمیز شده اند. فردا اول وقت صاحبخانه اسباب کشی می کند. از اول پی کنی تا پایان کار ساختمان، نگهبانی داده اینجا. دلش خوش است تا پیدا کردن کار جدید، لااقل چند شبی کنار زن و بچه اش سر به بالین می گذارد

همچنین بخوانید:   سرنوشت

2 دیدگاه در “نگهبان شب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *