فردی را برای اولین بار دیدم و پس از کمی گرم گرفتن باب سخن باز کردیم و گفت که شاید بخواهد بازگردد. این مهاجر چندین و چند ساله دلایل منطقی خودش را برای تصمیم احتمالی اش داشت که منطبق بر شرایطش بود. نه می توان گفت که این جا موفق نبوده و نه می توان گفت به قول معروف خوشی زده زیر دلش!! تنها چیزهایی شنیده بود و برای خودش هم شرایطی پیش آمده بود که مردد شده بود میان ماندن و بازگشتن. گفت شنیده ام مردم آن جا خیلی خوشند، گفتم آن ها هم دقیقاً همین فکر را در مورد اینوری ها می کنند. گفت شنیده ام که مدام در سفر و تعطیلات هستند گفتم آن ها هم در مورد اینوری ها همین ها را شنیده اند. گفت شنیده ام که فلان شغل (شغل خودش) آن جا بسیار پردرآمد است گفتم آنوری ها هم در مورد فعالان این طرفی این رشته و بسیاری دیگر از رشته ها دقیقاً به همین معتقدند. خلاصه او از شنیده هایش گفت و من هم از دیده هایم و هر دو هم بر سر برخی مسائل این ور و آن ور اتفاق نظر داشتیم و بحثمان خیلی گرم گرفت......
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
این سوالیست که تقریباً از تمام مهاجران مقیم کانادا پرسیده می شود سوالی که پاسخ دادن به آن تقریباً محال است زیرا هر کس تجربیات، سلایق، انگیزه ها و دیدگاه های خاص خود را برای زندگی و به تبع آن مهاجرت دارد و نمی توان برای چنین چالش بزرگی در زندگی نسخه واحدی پیچید. میزان رضایت مندی هر کس از شرایط و محل زندگی اش نیز با توجه به انتظارات و خواسته های او از جامعه اش متفاوت از بقیه خواهد بود. بنابراین پاسخ به این سوال حتی به فرض صدق گفته های گوینده اش نمی تواند چشم انداز درستی از زندگی در کانادا به شما ارائه دهد. تا به حال هم اگر چنین سوالی از کسی پرسیده باشید احتمالاً پاسخی فراتر از «نمی دونم والا اینجا خوبه ولی مشکلات و سختی های خودش رو هم داره» نگرفته اید. پس لطفاً برای گرفتن چنین تصمیم مهمی در زندگی از کسی نخواهید به جای شما تصمیم بگیرد........
ادامه مطلب...

