که نبض اش
روی شانه هایت می تپند
در شعر شاعری
جا مانده
و مرا هم از آن گریزی نیست
و این معمای هزار ساله را
پیچیده تر کرده
طعنه است یا ریشخندی
که دیوانه می کند
عاشقانه سرایان را
یا چراغی ست
که امید را در نبض کم رمقی
نقش نور می زند
و دیوانه تر می کند
یا
شوقی ست
از نمایش دستپاچگی شاعری
که دست و پای خود را گم کرده
و عنان اختیار به ریز موج های آبشار گیسویت سپرده
به هر حال
این شعر فرودی می خواهد
که معمای حل ناشده
مجال پایان به آن نمی دهد
و این بازی تا هزاران سال دیگر
هر لحظه تکرار می شود
همهی نوشتههای سینا
زندگی نوشت
واستی ولی زندیگانی کودن
گلاب شیشه خالی یاَ،
واستی جه سورخَه گولَ عرق
پور جه مهربانی کودن
دونیا،
کمتر جه دو روزی ایسه کی گید
واستی هه ایبچه زماته
توقایی جا همزبانی کودن.
هه عمر،
پَلَت ولگا مانه و من و تو باد
طوفان نیبیم و نسیمَ مَره
ایبچه وا تبانی کودن
شاید واورسی کی می ارسو کورا بوشو
چی بوبو؟
واستی بگم کی جوخوفته ناَ
می چومَ خوشکَ کاسه میان
کی زندیگی زیارت ره
بتانم شادمانی کودن
برگردان به فارسی ادامه خواندن زندگی نوشت
بذر آهن
سبز می شوم
نشانی
استکان چای
تک چراغ روشن هنر و ادب رشت. مصاحبه با روزنامه همشهری
وی در روز ۲۷ اسفند سال ۱۳۳۳ زیر آسمان شهر رشت چشم به جهان گشود. در کارنامه هنریِ فکر آزاد فعالیت در عرصه هایی چون شعر، داستان، عکس و فیلم کوتاه درج شده است. توجه او به زبان گیلکی در آفرینش آثار هنری ستودنی است. آثار او در نشریاتی چون بازار، نقش قلم، کادح، كتاب كادوس، گيلهوا، دادگر، فرهیختگان، همشهری، ره آورد گیل و آوای شمال به چاپ رسیده است.
پرویز فکر آزاد در گفتگو با خبرنگار همشهری اظهار کرد: خانه فرهنگ گیلان در سال 1380 به همت جمعی از هنرمندان گیلانی در رشت تاسیس شد. البته اولین تلاشها برای ایجاد خانهای که جایگاه دیدار و عرضه آثار هنرمندان و اهالی فرهنگ این دیار باشد دریکی از روزهای زمستانی سال 77 درجمعی خصوصی مطرح شد. این ایده کم کم جان یافت و نخستین هسته آن در روزهای پایانی همان سال پا گرفت. ادامه خواندن تک چراغ روشن هنر و ادب رشت. مصاحبه با روزنامه همشهری
مهربانی گرافی
با خودم گفتم ای وای! کی نوبتم میشه؟ منشی برگه ای دستم داد و گفت فعلا شش هفت لیوان آب بخورید و راه برید تا صداتون کنم
توی سالن انتظار جایی برای نشستن وجود نداشت ولی در اتاق مجاور چند صندلی خالی بود و زنی در قُطر اتاق قدم می زد. نشستم و در بطری را باز کردم و یک لیوان آب ریختم و خوردم.
اگر مثانه ام زود پر بشه و نوبتم نشه؟ بازم ناچار بشم مثل دفعه قبل تخلیه کنم و نوبتم از بین بره چی؟ ای وای با این درد پهلو چکار کنم؟
انگار فکرم را خوانده باشد گفت: نگران نباشید. گفتم: آخه از راه دور اومدم. شب هم بشه دیگه مصیبته واسم رانندگی کردن. والله نمی دونم چی میشه باز این دفعه.
دیگر به او نگفتم یعنی خجالت کشیدم که بگویم خیلی نمی توانم خودم را نگهدارم. نگاه تکیده اش را به من دوخت و گفت: نگران نباش درست میشه.
بطری آب خالی شده بود که مرد جوانی داخل اتاق آمد: ادامه خواندن مهربانی گرافی
فال
فال قهوه راست میگفت
پُر نمیشود با دست تو دیگر
این فنجان خالی
مادر
پر میگیرد
کودکی یم
وقتی ترا به خاطر میآورم
حجم خانه
برای بزرگیات کم است
…
گیلکی:
پراَ گیره
می کوجی بانی
وختی ترا خاطر آورم
خانه حجم
تی بزرگی ره کمه
عکس نوشت
عکس نوشت
عکس نوشت
عکس نوشت
عکس نوشت
عکس نوشت
عکسهای اینستاگرام پرویز فکرآزاد
در ادامه عکسهای صفحه اینستاگرام پرویز فکرآزاد قابل مشاهده است
درباره پرویز فکرآزاد
پرویز فکرآزاد، متولد ۲۷ اسفند ۱۳۳۳ در رشت، هنرمند گیلانی است که در زمینههای گوناگون به زبانهای فارسی و گیلکی فعالیت دارد؛ از شعر، داستان، عکس و فیلم کوتاه تا اجرای ترانههای گیلکی. آثار او در نشریاتی چون بازار، نقش قلم، کادح، کتاب کادوس، گیلهوا، دادگر، فرهیختگان، همشهری، رهآورد گیل، آوای شمال، عطر شالیزار و دوات و چند نشریه و رسانه دیگر منتشر شده است.
کتابهای منتشرشده
- مجموعه داستانهای گیلان (گردآوری و تألیف)
- فریبا (مجموعه داستان کوتاه گیلکی)
- نوروزعموی! زود بَاموی یا دیر بَاموی
- گرزکی کوجدانه عسله مگز (زنبور عسل کوچک)
- جانخانه جان و قارقاری
- فیل مدرسه بوشو
- پیله مئاره جادو
- گولگولی دار (گیلکی) و درخت گلگلی (فارسی)
- جادوی مادربزرگ (فارسی)
- گیلانه زاکانه قصهیان (مجموعه پنججلدی داستان کودکان گیلان، گردآوری و تألیف)
کتاب «گیلهقصهها» برای بزرگسالان و چند کتاب دیگر برای کودکان نیز در دست انتشار است.
عکسخوانی
فیلم برگزیده جشنواره زبان مادری
فیلم کوتاه”گاره سری”اثر پرویز فکرآزاد به عنوان فیلم برگزیده اولین جشنواره زبان مادری”گیلان زاکان” انتخاب شد.
این جشنواره در روز دوم اسفند ۱۳۹۴ برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۱۵ و در روز جهانی زبان مادری در رشت برگزار گردید.
گاره سری به معنی لالایی ست.
“Gare Sari” (=lullaby), a film by Parviz Fekrazad has been nominated as the best film in the first mother tongue festival called “Guilan zakan” (=Guilan children).
This festival held in 21st, February 2015 (International day of mother tongue) in Rasht, Iran.
